تبليغاتX
۩۞۩قاطی پاطی۩۞۩

ساخت لوگوی رایگان,مطالب و عکس های ورزشی,جک و لطیفه در این وبلاگ

تم W810i
اینم چند تم زیبا برای سونی اریکسون مدل W810i 

 

دانلود

دانلود

دانلود

دانلود

دانلود

دانلود

دانلود

مدل های دیگه به زودی

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388 ساعت 19:39  توسط مجید  | 

عکس های کریستیانو رونالدو

|+| نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388 ساعت 19:38  توسط مجید  | 

انشای من
سلام اول از همه سال نو مبارک من امروز وقت کردم آپ کنم.

یه مطن باحال اماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد:

(توجه داشته باشید این مطن کاملا الکیه و یه وقت حوس نکنید که انشا مدرستون رو از این کپی بزنید!)

غلط های املایی هم برای خنده است.

نام: اصقر عکبری(اصغر اکبری)    کلاس: دبصتان  (دبستان)     

موضوع: سال گزشته رو چجوری گذروندید

قلم برقلب سفيدكاغذمي گذارم وفشار مي دهم تا انشاء ام را آغاز شود.سال گذشته سال بسيارخوبي وپر بركتي ميباشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي چرخ رفت وله گشت وما در مجلس ترحيمش شركت كرديم وخيلي ميوه وخرما وحلوا خورديم وخيلي خوش گذشت.ماخيلي خاك بازي كرديم من هرچي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم.در آن روز پدرم مرا با بيل زدبدون بي دليل !من درپارسالخيلي درس خواندم ولي نتوانستم قبول شوم ومن رااز مدرسه به بيرون پرت كردند.پدرم من رابه مكانيكي فرستاد تاكار

كنم واوستاي من هرروز من را بازنجير چرخ ميزد وگاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من رابه ماشین ميبست وروی زمین میکشید ولی چون من مرد بودم دردم نیامد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك ميكنم. مادرم من را درسال گذشته خيلي دوست ميداشت ومن را خيلي ماچ ميكند ولي پدرم خيلي حسوداست وهی به من اششک(معنی:خر)  میگوید .درسال گذشته شوهر خواهرم وخواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند وخواهرم بسيار حامله است وپدرم مي گويد يا پسر است يا دوقلو ولي من چيزي نمي گويم چون مي دانم كه بچه اي به اين اندازه ......به بیرون راهی پیدا نمی کند.

درسال گذشته ما به مسافرت رفتيم وباقطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم راعصباني كردم واو براي تنبيه من را روي تخت خواباند وتخت را محكم بست ومن تاصبح همان گونه خوابيدم!پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشيد ومادرم خيلي ناراحت است وهي به من مي گويد :كپي اوغلي(معنی:پدر س..گ) ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد پدرم عصباني مي شود.درسال گذشته مابه عيد ديدني رفتيم ومن حدودا خيلي عيدي جمع كردم ولي پدرم همه آنها را از من گرفت وبرایم لباس خريد.

اين بود انشاءمن         زنده باد معلم من

منبع:همه چی و هیچی

|+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388 ساعت 20:12  توسط مجید  |